سيد حسن آصف آگاه
مقدمه 19
سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى)
بازنويسىها ، فقط انتقال شفاهى متون مقدس وجود داشت . از سوى ديگر هيچ مدرك معتبرى در مورد دينكرد « 47 » از روى نسخهاى از اوستا كه پيش از دوران اسكندر نوشته شده بود و در زمان اسكندر ناپديد شد ، وجود ندارد . حتى اگر فرض كنيم كه چنين نسخهاى از اوستا وجود داشته ، بهرحال اين نسخه در دوران اسكندر مفقود شده و در عصر ساسانيان بازنويسى شده است . وانگهى گيبون « 48 » متذكر مىشود كه در اين نسخه بازنويسى شده ، « كمتر اثرى از آموزههاى زرتشت باقى مانده است » . كوتاه سخن اينكه ادبيات اوستايى در قرون اوليهء استيلاى مسلمانان نوشته يا بازنويسى شده ، مورد دخل و تصرف قرار گرفته است . به اين ترتيب ، مىتوان دريافت كه روحانيون زرتشتى براى جلوگيرى كردن از جريان سريع گرويدن ايرانيان به اسلام ، برخى عناصر اسلامى را در ادبيات مقدس خود وارد كردند ؛ عناصرى كه به زعم آنها - چه درست و چه غلط - انگيزهء گرايش به اسلام را تقويت مىكرد و گنجاندن آنها در قالب متون دينى بازنويسى شده مىتوانست مانع از گرويدن ايرانيان به دين جديد شود ؛ به آنها بقبولاند كه اين مضامين در دين اوليه آنها نيز وجود داشته است . به اين ترتيب ، روحانيون زرتشتى مىخواستند از تقدم زمانى آئين خود نسبت به اسلام بهره ببرند ؛ ادعا كنند كه اوستا چيزى از قرآن كم ندارد و كتاب مقدس مسلمانان مطلب تازهاى را عرضه نكرده است . با اين كار ، روحانيون زرتشتى هدف ديگرى را نيز دنبال مىكردند كه دستيابى به آن خالى از فايده نبود : به رسميت شناخته شدن از سوى مسلمانان بهعنوان « اهل كتاب » ، زيرا مدعى بودند كه كتاب مقدس آنان از جانب اهورامزدا ، خداوندگار خرد ، به زرتشت وحى شده ، و حتى مضامينى مشابه با مضامين وحى قرآنى در اين كتاب وجود دارد . بنابراين ، مىتوان به آسانى فهميد كه در بين اين مضامين وام گرفته از اسلام ، مسئلهء پيروزى بر مرگ و شر بهعنوان غايت بشر و بشريت از جايگاه ويژهاى برخوردار شده . اين غايت هم به شكل رستگارى فردى پس از مرگ ، و هم به شكل سعادت جمعى كه منجى آخر الزمان در جهان برقرار مىكند ، مطرح شده است . باتوجه به آنچه گفته شد ، تلاش براى نجات آئين زرتشتى با موفقيت همراه نبود و حتى مىتوان گفت كه به اين آئين شكست سختى را وارد كرد ، به اين معنا كه بر كالبد پير اين دين عناصرى افزوده شده كه با آن بيگانه بودند تا آنجا كه ديگر سخن گفتن ، به قطع و يقين ، از اصول بنيادى آئين اوليهء زرتشتى غيرممكن است . اين مسئله در مورد سيماى منجى آخر الزمان
--> ( 47 ) . يكى از متون اصلى زرتشتى كه از يك سو شامل نوعى خلاصهنويسى بجا مانده از ادبيات دينى باستانى است ، و از سوى ديگر الهيات دوگانگى در آئين زرتشتى را تبيين مىكند و انتقادات تندى از اسلام نيز در آن گنجانده شده است . ( 48 ) . nobbiG